دانش های زبانی و ادبی5

نکته ی اول:افسانه ی تمثیلی

فابل،اغلب قصّه ی کوتاهی درباره ی حیوانات است که از آن با عنوان افسانه ی حیوانات نیز یاد شده،که می تواند منظوم یا منثور باشد.

شخصیت های اصلی آن ممکن است از بین خدایان، انسان، حیوانات یا حتی اشیاء بی جان انتخاب شود.در این نوع افسانه،موجودات مطابق با خصلت طبیعی خود رفتار می کنند و تنها تفاوتی که با وضعیت واقعی خود دارند این است که به زبان انسان سخن می گویند تا در پایان نکته ای اخلاقی را بیان کنند.به عبارت دیگر در این نوع افسانه،حیوانات مانند انسان رفتار می کنند و سخن        می گویند.

از نمونه های افسانه ی تمثیلی در ادبیات فارسی،کلیله و دمنه است که مجموعه قصه هایی به زبان حیوانات  را در بر دارد.از نمونه های دیگر در شعر معاصر گوهر و اشک(پروین اعتصامی)،مرزبان نامه،موش و گربه(عبید زاکانی)رامی توان از مشهور ترین افسانه های تمثیلی(فابل)در ادبیات فارسی نام برد همچنین شعر روباه و کلاغ(ایرج میرزا)،که با بیت زیر شروع می شود.

- کلاغی به شاخی شده جای گیر       به منقار بگرفته قدری پنیر

در این قصه،روباه حیله گر به انگیزه ی صاحب شدن قالب پنیری که کلاغ به دست آورده است شروع به تعریف و ستایش از زیبایی قد و بالا و پر و بال او می کند و در آخر آرزو می کند ای کاش صدای کلاغ هم به زیبایی ظاهرش باشد!کلاغ ساده لوح و زود باور دهان باز می کند تا آواز بخواند که قالب پنیر از منقارش فرو می افتد و... . 

نکته ی دوم:باز گردانی شعر به نثر

 

پیشینیان در نظم یا شعر سخنان حکمت آمیزی را بیان می کردند و بر این عقیده بودند که با وزن و آهنگ می توان این سخنان را همیشه به ذهن سپرد و آنها را در راه رسیدن

به سعادت،الگوی خود قرار داد.این سخنان موزون با کمی تغییر به جمله های ساده تبدیل می شدند.

- نمودش بس که دور آن راه نزدیک     شدش گیتی به پیش چشم تاریک

بیت بالا با کمی تغییر به نثر زیر تبدیل می شود:

آن راه نزدیک آن قدر دور به نظرش رسید که دنیا پیش چشم او تاریک شد.

 

 نکته:داشتن جایگاه درست اجزای سخن و شناختن این جایگاه ما را  در فهم دقیق معنای شعر کمک       می کند.

  

 مثال های دیگر: 

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است = بار خدایا نعمت تو از شماره بیرون است

 

خبرت هست که مرغان سحر می گویند؟ = آیا تو خبر داری که مرغان سحر می گویند؟